عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
53
رساله افيونيه ( فارسى )
او است ازالهء ترقيق مىنمايد و به تجفيفى كه دارد مادهء اندك را بالكليّه « 1 » نشف مىكند يا آنكه به واسطهء تقويت روح ، حرارت بدنى قادر بر تحليل مادّه مىشود و گاهى كه حرارت بالعرض تحليل تمام مىكند « 2 » ( و ) « 3 » به واسطهء جمع اجزاى عضو دردناك نيز ، گاهى قوّتى در او حاصل مىشود كه از آن ، موادّ از خود دفع مىكند « 4 » و تسكين وجع و تخدير حسّ ، معين است طبيعت را بر افعال مذكوره ؛ جهت آنكه با وجود وجع ، طبيعت به فراغ متوجّه امور مذكوره نمىتواند شد زيرا كه وجع مانع « 5 » است و امّا اگر مادّه صفات مذكوره كه حرارت و رقّت و قلّت است نداشته باشد تأثير او در صحّت معوّق ماند و به حسب بر طرف شدن بعضى اوقات يا كلّ بعضى تأثير نيابد يا بالكل بر طرف شود « 6 » و بر طبيب عارف به طبائع و امزجه ، وقت استعمال و طريق آن مخفى نيست و عوام به واسطهء عدم تميز تامّ متحيّر مىباشند . 2 ) منفعت ديگر تنويم است ، اگرچه گاه باشد كه به واسطهء اشتعال روح ( از حرارت ) « 7 » عرضيّهء مذكوره و توجّهى كه حادث مىشود كه در هر صفت و امثال آن ، خواب مطلقا نمىآيد « 8 » امّا بعد از بر طرف شدن آن اشتعال ، خواب بسيار مىآيد يكى به واسطهء تغليظ و تبليد روح كه به واسطهء آن طالب كمون « 9 » و توجّه در باطن است . يكى ديگر ، كلال حواس كه از افعال بسيار كه لازمهء اشتعال مذكور است ، طبيعت جهت ازالهء كلال به خواب مىرود « 10 » . 3 ) و منفعت ديگر بيدارى است كه از اشتعال « 11 » مذكور ، وجد « 12 » در امور لازم مىآيد و از اين جهت مسافران در شبگيرها آن را مىخورند تا خواب بر ايشان غالب نشود و از بىخوابى متضرّر نشوند .
--> ( 1 ) . ل : - بالكليه ( 2 ) . ل : و يمكن كه حرارت بالعرض تحليل تمام نكند ( 3 ) . ج و آ ( 4 ) . ل : كه ازاله موادّ از خود مىكند ( 5 ) . ل : + او ( 6 ) . ل : از تأثير به فعل آيد تا بالكل بر طرف شود ( 7 ) . ل ( 8 ) . ل : كه در هر صيغه و امثال آن خوش نمىآيد ( 9 ) . ل : سكون ؛ ج : كمون ؛ ل و آ : تكون ( 10 ) . ل : به خواب متوجّه مىشود ( 11 ) . ل : اشتغال ( 12 ) . ل : جد